آخرین مطالب
کد خبر: 756
تاریخ انتشار: ۳۰ اسفند ۱۳۹۱- ۱۱:۲۹ ب.ظ
تعداد نظرات: . نظر
طنز: سال 91 چگونه گذشت؟/ دو: اردیبهشت
مردی که اسم کوچکش تبلیغات بود!/ قول با شرف یا قول بدون ‌شرف؛ مسئله این است! طنز، محمدرضا شهبازي:  در سال 91 كلي اتفاق ريز و درشت به وقوع پيوست كه ...

مردی که اسم کوچکش تبلیغات بود!/ قول با شرف یا قول بدون ‌شرف؛ مسئله این است!

طنز، محمدرضا شهبازی:  در سال ۹۱ کلی اتفاق ریز و درشت به وقوع پیوست که در این سلسله مطالب فقط قرار است به برخی از آنها اشاره شود. اینکه چرا به برخی دیگر اشاره نمی‌شود را شما بگذارید پای ضیق وقت وگرنه هیچ دوشواری دیگری وجود ندارد! در ادامه و در دومین مطلب، برخی اتفاقات اردیبهشت ۹۱ مرور شده است. مرور طنزگونه حوادث ماه‌های بعد را در روزهای بعد تعطیلات(هر روز، یک ماه) بخوانید.

وحدتی که همیشه در سن رشد است

نمی‌دانم تا حالا «وحدت» را از نزدیک دیده‌اید یا نه؟! «وحدت» از آن چیزهایی است که چشمم کف پاش(!) همیشه خدا در سن رشد است و سرعت رشد بالایی هم دارد. به همین خاطر هم ممکن است در فاصله دو دیدار چنان تغییر بکند و تغییر قیافه بدهد که اصلا نشناسیدش. بنابراین اگر یک وقت او را دیدید و از تعجب شاخ درآوردید که این دیگر چه جور وحدتی است، اصلا جا نخورید!

حالا قضیه این وحدت هم که برخی افراد در انتخابات مجلس نهم از آن دم می‌زدند یک چیزی بود در همین مایه‌ها.

البته در مرحله اول باز می‌شد از خطر انحراف و فتنه یک چیزهایی گفت و وحدت را موجه جلوه داد، اما در مرحله دوم که دیگر مشخص شده بود هیچ خبری از فتنه و انحراف نیست، معلوم نبود چرا برخی گروه‌ها بر وحدت تاکید می‌کردند و حاضر نبودند جریان اصولگرا خالص شود.

در اینباره چند فرض محتمل است:

الف) دوستانی که بر وحدت تاکید داشتند مطمئن نبودند که انتخابات به مرحله دوم رفته است.

ب) این دوستان فکر میکردند شورای نگهبان با آنها شوخی کرده است و هنوز چند کاندیدا وجود دارد که احتمالا در لحظات پایانی رو میشود و احتمال دارد در بین آنها منحرف و فتنه گر باشد.

ج) خب بالاخره انسان است دیگر، کار از محکم کاری که عیب نمی‌کند، شاید احتمال می دادند که یکی از خودشان…

به هر حال مرحله دوم انتخابات مجلس برگزار شد و طبیعتا حتی یک نفر انحرافی و فتنه گر هم به مجلس راه نیافت، چون اصولا کسی که نامزد نشده باشد نمی تواند پیروز انتخابات باشد! البته جمع ساکتین فتنه جمع بود!

کسی که نام کوچکش تبلیغات بود!

اما یکی از پدیده های انتخابات مجلس شورای اسلامی، شخصی بود به نام علی اصغر خانی. او را پیش از انتخابات کمتر کسی می‌شناخت اما کم‌کم شرایط به گونه‌ای پیش رفت که بعد از انتخابات کمتر کسی بود که او را نمی شناخت.

کافی بود شما در شهر تهران بخواهید روی صندلی‌ای بنشینید، باید مواظب می‌شدید که پوستر تبلیغاتی او قبلا رویش چسبانده نشده باشد. اگر می‌خواستید به شاخه یک درخت نگاه کنید و از سبزی زیبای آن در بهار لذت ببرید، باید شاخه ای را انتخاب می‌کردید که عکس او از آن آویزان نشده باشد. خلاصه کار به جایی کشید که مردم راضی شدند تعهد بدهند که به او رای خواهند داد به شرطی که وی دست از تبلیغات سرسام آورش بکشد. اما چون او دست نکشید، مردم هم به او رای ندادند!

نوستراداموس هستم از تهران!

یکی دیگر از پدیدهای انتخابات، محمدرضا باهنر بود. باهنر که در دور اول پیش بینی کرده بود ۲۲ یا ۲۳ نفر از لیست جبهه متحد به مجلس راه پیدا کنند، در کمال خونسردی اینبار پیش بینی کرد که ۲۰ نفر از این لیست در دور دوم به مجلس راه خواهند یافت.

در همین زمینه کنگره جهانی تناوب اعداد ریاضی برگزار شد تا دانشمندان مطمئن شوند همچنان بعد از یک، دو، سه و چهار، عدد بیست قرار ندارد! بعد از اینکه دانشمندان از این قضیه مطمئن شدند هیچ اتفاق خاصی نیافتاد و همه رفتند پی کارشان.

گفتنی است محمدرضا باهنر از جمله افرادی است که اگر همینطور به نماینده مجلس بودن ادامه دهد معلوم نیست آیندگان بتوانند تشخیص دهند او عضوی از مجلس است یا مجلس عضوی از اوست!

قول با شرف یا قول بدون ‌شرف؛ مسئله این است!

پیرمرد اولی: آقا این مستمری ما رو هم ندادن بریم نیم کیلو ناخن مرغ بگیریم ها!

مرد دومی: گور بابای مستمری آقا. تو این وضعیت کی به مستمری فکر میکنه؟ ای این مستمری رو سر قبر من بذارن!

پیرمرد اولی: ای بابا، چرا آخه؟

مرد دومی: آقا در این شرایطی که سازمان تامین اجتماعی رو هواس شما به فکر مستمری هستی؟ من اینجا از طرف همه مستمری بگیران و چند ده میلیون نفر تحت پوشش تامین اجتماعی اعلام میکنم که هیچ چیز برای ما از مشخص شدن اینکه بالاخره مرتضوی قول شرف داده بود یا قول خالی، مهمتر نیست!

پیرمرد اولی: برو بابا تو هم دلت خوشه ها! من دنبال ضامن میگردم سه میلیون وام ودیعه مسکن رو بگیرم اونوقت تو گیر مرتضوی هستی؟

مرد دومی: همین دیگه. همین شما افراد بی‌مسئولیت هستید که باعث میشید مدیران فکر کنند باید برای افراد تحت پوشش تامین اجتماعی کار کنند تا دغدغه های اونا برطرف بشه. در حالی که مهمترین وظیفه دولت و مجلس اینه که قضیه رئیس تامین اجتماعی رو آنقدر کش بده که پاره بشه، یعنی حل بشه! الان و در شرایط خطیر کنونی هیچ چیز به این اندازه مهم نیست!

پیرمرد اولی: ببینم تو قیافه‌ات چقدر آشناس! اسمت چیه؟

مرد دومی: مخلص شما… مرتضوی هستم!

در همین راستا در اردیبهشت سال ۹۱ قضیه استیضاح وزیر کار بخاطر انتصاب مرتضوی به ریاست سازمان تامین اجتماعی کلید خورد. هرچند این کلید موقتا با قول شرف(بنابر روایتی قول بدون شرف!) مرتضوی ملغی شد، اما چند ماه بعد افتضاحی بالا آورد که بیا و ببین!

قانوم نظارت بر نمایندگان با قابلیت اجرا در کودکستان

تا پیش از این مردم فکر می کردند که اگر قرار باشد بر چیزی نظارت شود، نظارت کننده باید با آن چیز فرق داشته باشد. یعنی معمولا در این تاریخ چند هزار ساله بشر اینطور بوده است. بعد از چند هزار سال تعدادی از آگاهان دور هم جمع شدند و کلی فکر کردند و کم‌کم معلوم شد که هیچم اینطور نیست و در برخی موارد می‌شود یک چیز بر خودش نظارت کند.

بعد هم برای اینکه کلمه چیز از گزاره خبری بالا خارج شود، مجلس شورای اسلامی را جای آن گذاشتند. نمایندگان مجلس هم یک عالمه کیف کرده بودند که قرار است خودشان بر خودشان نظارت کنند چون حتی در زمان پیش از دبستان هم که وظایف مهمی مثل نمایندگی برعهده شان نبود، با زهم یکی دیگر بر رفتار و کردار آنها نظارت می‌کرد چه رسد به الان!

خلاصه آنها بعد از کلی کیف کردن نزدیک چند سال طول دادند تا قانون نظارت بر نمایندگان را تصویب کنند. آنها اعتقاد داشتند در حالی که چند هزار سال طول کشیده است تا آن گزاره فوق به ذهن بشر برسد، حالا این چند سال زمین ماندن امر بزرگان که چیزی نیست!

خلاصه این قانون در اردیبهشت ۹۱ تصویب و ابلاغ شد و از خوبی هایش این بود که هم می‌شد در مجلس اجرایش کرد و هم در کودکستان! فقط مثلا باید «کسر از حقوق» تبدیل می‌شد به «حذف ساندویچ زنگ تفریح» یا اینکه بجای «جلسه علنی» می‌گذاشتند «سر صف صبحگاه»! می‌گویید نه؟ به چند مورد از تنبیهات در نظر گرفته شده در این قانون توجه بفرمایید:

  الف ـ تذکر شفاهی بدون درج در پرونده

     ب ـ تذکر کتبی با درج در پرونده

     پ ـ اخذ تعهد کتبی مبنی بر عدم تکرار تخلف

     ت ـ کسر حقوق از یک ماه تا یک سال به میزان یک دوم

     ث ـ محرومیت از عضویت در مجامع و شوراها یا کمیته های تحقیق و تفحص

     ج ـ محرومیت از نامزدی برای عضویت در هیأت رئیسه مجلس و هیأت رئیسه کمیسیونها

     چ ـ اعلام یک یا چند تخلف نماینده در جلسه غیرعلنی توسط رئیس مجلس

     ح ـ اعلام یک یا چند تخلف نماینده در جلسه علنی توسط رئیس مجلس

سوال اساسی یک مرد که راس بود

چند روز قبل از اینکه مردم قزوین پوز همه اقوام در پایبندی به رسوم را بزنند و بروند پنجاه بدر(بر وزن سیزده بدر)! یکی از شخصیت های مهم که کلی در راس است پوز همه را در همه چیز زد.

او با گفتن جمله «معلوم نیست تئوری ساکتین فتنه از کدام کره نازل شده است» نشان داد که خیلی مرد است و از دست هیچ کس هم هیچ کاری ساخته نیست!

اما چون این آقا کلا خوب حرف می‌زند، به غیر از حمید رسایی(نماینده مردم تهران در مجلس) که خروشیدن علیه ساکتین فتنه و زنده نگه داشتن ۹ دی را کنترات بعهده گرفته است، کسی علیه آن آقا صحبت مهمی انجام نداد.

دموکراسی یا یکی مال من- یکی مال تو

البته تا پیش از این هم خیلی ها اعتقاد داشتند که اصولا دموکراسی غربی یکجور بازی است اما در روسیه دارد این بازی کمی تکراری می‌شود. اردیبهشت پارسال پوتین و مدودوف پستهای ریاست جمهوری و نخست وزیری را به روش یکی مال من- یکی مال تو، تقسیم کردند و اینبار پوتین رییس جمهور شد و مدودوف نخست وزیر.

از آنطرف چند هزار کیلومتر آنطرف تر هم اتفاق دیگری افتاد که نشان می داد این بازی نه تنها تکراری که حتی می تواند خیلی کثیف باشد. در فرانسه سارکوزی رفت و فرانسوا اولاند رییس جمهور شد.

فساد اخلاقی اولاند و زنش(که البته برای با هم بودن نیازی به ازدواج نمی بینند!) ثابت کرد که فرانسه علاوه بر اینکه مهد آزادی است و به همین دلیل علیه حجاب قانون تصویب می کند، مهد خیلی چیزهای دیگر هم هست. البته خود مردم فرانسه خیلی به این موضوع حساسیت نشان ندادند چراکه رییس جمهور قبلی و زنش هم همچین چیزی بودند و این مسئله برای فرانسوی ها مثل سوار پژو شدن مسئله ای عادی است!

آنقدر عادی که وقتی زن سارکوزی به زن اولاند توصیه می‌کند که با رسمی کردن ازدواجشان قال قضیه را بکند، هیچ کس به روی خودش نمی‌آورد!

وقتی اصلاحات به روی خودش نیاورد

ماریو مونتی نخست وزیر ایتالیا گفت: «ارتش این کشور باید مخالفانی را که نسبت به سیاستهای اقتصادی دولت معترض هستند سرکوب کند.»

بعد از این صحبت، محمد خاتمی راهش را کج کرد و در حالی که سوت می زد به پنجره طبقه ششم ساختمان در آنطرف پیاده رو نگاه کرد!

اکبر گنجی همچنان به اعتصاب غذای هفت ساله خود ادامه داد و در کمال خونسردی زنده ماند!

سعید حجاریان مقاله ای درباره لزوم آزادی پشه‌ها در ایران و دیکتاتوری مگس کش ها نوشت.

میرحسن موسوی به روی خودش نیاورد.

مهدی کروبی چون متوجه قضیه نشده بود، کسی هم انتظار واکنش از او را نداشت.

عطاالله مهاجرانی به کم بودن حق‌الحضورش در بی‌بی‌سی فارسی اعتراض کرد.

موسوی خوئینی‌ها در حالی که مقداری خاکستر روی سر و صورتش می‌ریخت از کادر خارج شد.

شیرین عبادی خفه خون گرفت و…

Share

تولید ساعت های مذهبی

قرارگاه تولید محتوای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

تماس فوري با مهرپرس